پایهی همهی روشها
هر حرفِ فارسی یک عدد است؛ جمعِ حروفِ نام، «عددِ نام» را میسازد.
حسابِ ابجد یک قرارداد کهن و جاافتاده است و پایهی سه روشِ دیگر (ارتعاش، شیخبهایی، طالعِ نام) هم همین است.
ابجد یک نظامِ کهن است که به هر حرفِ الفبا یک ارزشِ عددی میدهد. با جمعِ ارزشِ حروفِ یک نام، عددی بهدست میآید که «ابجدِ کبیر» نام نامیده میشود.
این عدد بهتنهایی «خوب» یا «بد» نیست؛ بلکه ورودیِ روشهای دیگر است: از آن عنصر، طالعِ نام، سازگاریِ شیخبهایی و شاخصهای ارتعاش ساخته میشود.
ابجد کبیر
مجموعِ ارزشِ همهی حروف
ا=۱، ب=۲، … ی=۱۰، ک=۲۰، … ق=۱۰۰، … غ=۱۰۰۰
ابجد صغیر
ارزشِ هر حرف را به ۱..۹ تقلیل بده، سپس جمع کن
ریشهی عددی
ارقامِ ابجد را آنقدر جمع کن تا به یک رقم برسی
این چهار حرف در عربی نیستند، پس منابعِ مختلف ارزشهای متفاوتی به آنها میدهند. نیکنام بهطور پیشفرض «معادلِ عربی» را میگیرد (پ=۲، چ=۳، ژ=۷، گ=۲۰) که با بیشترِ ماشینحسابهای مرجع میخواند — و این قرارداد در تنظیمات قابلِتغییر است.
عددِ نام، «اثرانگشتِ» عددیِ آن است. عنصرِ نام از باقیماندهی این عدد بر ۴ میآید، طالعِ نام از باقیمانده بر ۱۲، و سازگاریِ دو نام از جمعِ ابجدشان. پس دقتِ ابجد، دقتِ همهچیز است.
منابع: ویکیپدیای فارسی — ابجد · ستاره — محاسبهی حروف ابجد کبیر
این روشها سنتی/معنویاند و ادعای علمیِ قطعی ندارند؛ برای انتخابِ آگاهانه در کنارِ معنی و سلیقهی شخصی بهکار میروند.